09/27/2017 - چهارشنبه 5 مهر 1396
مشاهده خبر

تماشای فیلم در سالن تاریک با 11 نفر
1396/6/20 8:42:40 print
درباره فیلم بیست و یک روز بعد
تماشای فیلم در سالن تاریک با 11 نفر
تمام راه‌هایی که مرتضی می‌رود به بن بست می‌خورد در حالی که شخصیت نوجوان جوری تعریف شده و بازی مهدی قربانی طوری است که انگار با نوجوان دست و پا داری طرف هستیم. نقشه خوب می‌کشد، عملی هم می‌کند اما نتیجه نمی‌گیرد. این تکرار شکست‌ها در طول فیلم آزار دهنده است.

گروه فرهنگی شهر- سیدمحمدرضا خردمندان متولد 1362 در شیراز و فارغ‌التحصیل کارگردانی است. فیلم‌ها و مستندهای زیادی ساخته و جوایز مختلفی گرفته و «بیست و یک روز بعد » نخستین تجربه سینمایی اوست.

فیلم درباره نوجوانی به نام مرتضی است که سودای فیلمسازی در سر دارد اما مادرش مبتلا به سرطان شده و اگر آمپولی که یک میلیون تومان قیمت دارد تهیه نکند، مادرش توان راه رفتن را از دست خواهد داد. سودایش بر باد می‌رود.

خردمندان در نشست مطبوعاتی فیلم در جشنواره گفته بود: تمرکز اصلی فیلم روی شخصیت مرتضی است و با اینکه فیلم‌های زیادی درباره بیماران سرطانی دیده بودیم اما نمی‌خواستیم وارد فضای غم و اندوه شویم و بیشتر فضای این نوجوان مهم بود.

از طرفی مسئله اصلی همه ما در مواجه با مشکلات اراده‌ای است که در وجودمان برای حل مشکل به وجود می‌آید، وقتی اراده می‌کنیم مشکلی را حل کنیم پیروز هستیم چه بتوانیم و چه نتوانیم. این موضوع برای ما در کاراکتر مرتضی بسیار مهم بود.

 

 

فیلم داستان جذابی دارد که به راحتی می‌تواند مخاطب را با خود همراه کند اما چند اشتباه کوچک و بزرگ باعث شده تا در بهترین حالت با فیلمی متوسط سر و کار داشته باشیم. مشکل اول فیلم می‌تواند کل فیلم را پا در هوا کند. اگر فیلم از نیمه شروع می‌شد و قصه آمپول یک میلیون تومانی همان اول کار مطرح می‌شد قطعا درگیری‌های مرتضی برای به دست آوردن پول کشش بیشتری داشت.

مشکل دوم فیلم این است که تمام راه‌هایی که مرتضی می‌رود به بن بست می‌خورد در حالی که شخصیت نوجوان جوری تعریف شده و بازی مهدی قربانی طوری است که انگار با نوجوان دست و پا داری طرف هستیم. نقشه خوب می‌کشد، عملی هم می‌کند اما نتیجه نمی‌گیرد. این تکرار شکست‌ها در طول فیلم آزار دهنده است.

بود و نبود پدر سینا (پسر پولدار قصه)، کلوپ بازی‌های شرطی، پدرش که فقط یک پلان از او می‌بینیم و خیلی موارد ریز و درشت دیگر هیچ کمکی به قصه نمی‌کنند و حذف‌شان از فیلم شاید کمک بهتری بود. هدیه دادن دوربین، بازی شرطی و 300 تومان پول هم هیچ مسئله‌ای را در داستان حل نمی‌کند. مشکل چهارم پایان بندی قصه است.

در این شکل از پایان بندی، ماجرا آنجا که باید شروع شود، تمام می‌شود. در واقع ایستادن قطار در پایان فیلم، فقط نیرویی است که از بابت این اتفاقات نصیب او شده است. ولی با این ایستادن چه اتفاقی قرار است بیفتد و اصلا بعدش چه؟ ممکن است عده‌ای قطار را نماد تکنولوژی و مشکلات پیش آمده از جمله سرطان بگیرند و مسئله ایستادن قطار توسط پسر را به شکل نمادین نشانه تلاش و موفقیت پسر در رفع مشکلات بعدی بدانند اما هیچ نمادی به خودی خود ساخته نمی‌شود و قطار در این فیلم نمادی از هیچ چیز نشده است.

اینجاست که پایان  ابتر می‌ماند و شما با فیلمی مواجه می‌شوید که شاید اگر دوباره تدوین می‌شد و کلی از سکانس ها جابجا می‌شد، فیلم خردمندان بیشتر در ذهن مخاطب ماندگار می‌شد نه اینکه عصر روز تعطیل فیلم در سالنی بزرگ اما برای 11 نفر نمایش داده شود.

 

rating
  نظرات

هیچ نظری ثبت نشده است.

نام شما
پست الکترونیک
وب سایت
عنوان
نظر
تصویر امنیتی CAPTCHA
کد را وارد کنید
چندرسانه ای
چندرسانه ای
طبیعت دربند

نظرسنجی
آخرین اخبار